دنیای درون: اولین فراموشی - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 9:39
به نام خداسال گذشته را به انزوا گذراندم؛ تصمیمی آگاهانه که با هیچ‌کس در ارتباط نباشم.تلاشی برای دیدن دوستانم یا صحبت با آنان نکردم، تولدشان را تبریک نگفتم و طبق تصمیمی که گرفته بودم حتی از فرستادن کوچکترین پیامی خودداری کردم.تجربه جالب و عجیبی بود؛زمان‌های زیادی از راه رسید که دوست داشتم از روزم برا...
دنیای درون: رویاها - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 9:39
به نام خدارویای من چه بود؟ آیا رویایی را در ذهن پرورانده بودم؟ چه زمان از دنبال کردن آن دست کشیدم؟ چه چیز باعث شد آن را رها کرده و قدم به دنیای دغدغه‌های یک فرد بالغ بگذارم؟ رویای من چه بود؟ چرا رهایش کردم؟ آیا حرف کسانی باعث این شد یا ترس از آینده مرا واداشت از آن دست بشویم؟رویای من چه بود؟ زندگی ا...
محرم - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 9:39
به نام خداهر شب این موقع تمام صداها را قطع می‌کنم، تا فقط گوش به نوای عزاداری بسپارم.بعضی از عزاداران نیرنگ‌باز و بی‌شرم‌اند.این روزها که می‌رسد با خودم فکر می‌کنم شاید آن‌ها نیز، گاهی از این نقش خسته می‌شوند.تصمیم می‌گیرند دلشان را صاف کرده و از نو آغاز کنند،منتها پایبندی به این تصمیم آسان نخواهد ب...
کابوسی از جنس زندگی - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 9:39
به نام خداشاید این زندگی یک کابوس طولانی‌ست؛ هنگام مرگ از خواب بیدار شویمو ببینیم از بهشت رانده نشده‌ایم.مدتی را مبهوت به این کابوس طولانی بیندیشیم؛حرص و طمع، حسادت، دروغ‌ها و نیرنگ‌ها، تلاش‌ها و تقلاها، اشک‌ها و لبخندها، فداکاری‌ها و شکست‌ها، همه و همه ... متعجب‌مان کند و در نهایت به رودهایی که روا...
دنیای درون: وحشت دردناک امروز - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 17:03
به نام خداامروز به واقعیت دردناکی پیبردم؛اگر کسی را گم کنم، هرگز نخواهم توانست او را بیابم.تمام زمانهایی که در کنار هم سپری شد را از نظر گذراندم و در نهایت فهمیدم، این فقط تصور من بود که همه چیز را درباره تو میدانم. در حالی که من حتی نمیتوانم نشانی تو را بیابم و حالا که گم کردهام تو را، راهی برای عق...
دنیای درون: رویارویی - تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 19:16
به نام خدازندگی بسیار در تلاش است تا مرا با واقعیتهایی که از آنها بیاطلاعم روبهرو کندو حتی با آنهایی که از وجودشان باخبرم ولی میخواهم نادیدهشان بگیرم.این تلاش سخت زندگی برای این کار را درک نمیکنم... Adblock test (Why?)
پاهایت را تکان بده، حرکت کن... - تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 19:16
به نام خدادو روز عجیب، سخت و بسیار خستهکننده را گذراندم؛فقط دو روز... ولی انگار زمان برایم خیلی بیشتر از دو روز گذشته است،دو روز قدرت کافی برای اینکه اینقدر زیاد خستهام کند را ندارد.روز اول به قدری گیج و نا آرام و شکننده بودم که با هر قدمی که برمیداشتم، نیش تلخی در قلبم فرو میرفت؛تصمیم گرفتم خودم را...
کتاب: سه تنفگدار - تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 19:16
به نام خداهر قدر، انسان شریفتر و نجیبتر و حساستر باشد از جنایت دیگران بیشتر رنج میبرد،و این دو علت دارد یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمیبیند و دیگر اینکه منتظر نیست که سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده است.از کتاب: سه تفنگدارنوشتهٔ الکساندر دوما Adblock test (Why?)
کتاب: فیه ما فیه - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 12:26
به نام خدا همهی رنجها از آن خیزد که چیزی خواهی و میسر نشود، چون نخواهی رنج نماند. فیه'>فیه ما فیه
ما روان را بنگریم و حال را - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 12:26
به نام خدا - حالت خوبه؟ -- ... وقتی جواب یه سوالی رو میدونی، نپرس. - ... (سکوت)
سه شنبه ها با موری - تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 22:01
به نام خداتنها دیگران نیستند که باید آن ها را ببخشاییم میچ، باید خودمان را هم مورد عفو قرار دهیم.به خاطر همه آن کارهایی که نکردیم، همه کارهایی که باید می کردیم. تأسف خوردن به آن ها بی فایده است، به خصوص که کسی حال و روز مرا پیدا کند....کاری کن که به آرامش برسی. صلح کن. با خودت صلح کن، با همه اطرافیا...
آموزگار - تاریخ: 1398/12/5 ساعت: 22:01
به نام خدایک آموزگار بر ابدیت اثر می گذارد و هرگز نمی تواند بگوید که نفوذش در کجا متوقف می شود. هنری آدامز
فروغ فرخزاد - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:28
به نام خدا روزها رفتند و من دیگرخود نمی دانم کدامینمآن من سرسخت مغرورمیا من مغلوب دیرینم فروغ فرخزاد
همین حالا - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:37
به نام خدامی دانم که عشق می تواند کشنده باشد. می دانم احساسات مرگبارند. اما برای زندگی آن قدر حرمت قائلم که نمی توانم به کاری که به آن پایان می دهد، متعهد بمانم، حتی زمانی که به نظر می رسد افق ها بسته اند.
دو دنیا - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:37
به نام خداهريک از ما،شب ها پيش از خواب،از شاخه ای به شاخه ی ديگر می پريمو دور كره ی زمين می چرخيم.آينده هزار در دارد و كليد اين درهادر جيب های ماست.جيرينگ جيرينگ ِ آنها را می شنويمو نمی دانيم كدام در
تماماً مخصوص - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:37
به نام خدابعضی ها مثل پیاز می مونند!ظاهرشون یه آدم عوضیه که اگه بازشون کنی، ده لایه دیگه آدم عوضی زیرشه...! لری چارلز
ترلان - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 12:46
به نام خدااگر مثل آدم خداحافظی كنی، غصّه میخوری، اما خيالت راحت است. امّا، جدايی بدون خداحافظی بد است، خيلی بد، يك ديدار ناتمام است، ذهن ناچار میشود هِی به عقب برگردد و درست يك ذره مانده به آخر متوقف بشود... انگار بِروی به سينما و آخر فيلم را نديده باشی..!كتاب: ترلاناز: فریبا وفی
جز از کل - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 12:46
به نام خداوقتی بچه هستی برای این که پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله میکنند "اگر همه از بالای پل بپرند پایین تو هم باید بپری؟" ولی وقتی بزرگ می شوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب می آید و مردم می گویند "هی. همه دارن از روی پل می پرن پایین، تو چرا نمی پری؟"کتاب: جز از كلنوشته: استیو تو...
هر روز راه خانه دور و دورتر میشود - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 12:46
به نام خدانوآ: مامان بزرگ به خدا اعتقاد داشت اما تو نداری، حالا وقتی بمیری بازم میری بهشت؟بابابزرگ: فقط اگه اشتباه کرده باشم.نوآ: هروقت فراموشش کردی من برات درباره اش حرف می زنم. هر روز صبح اول از همه
جنگل نروژی - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 12:46
به نام خداوقتی چیزی مرا رنج میداد، درموردِ آن با هیچکس حرفی نمیزدم. خودم در موردش فکر میکردم، به نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردم. نه اینکه واقعا احساسِ تنهایی بکنم، نه، بلکه فکر میکردم که انسانها، در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات دهند.کتاب: جنگل نروژینوشته: هاروکی موراکامی