به نام خدا
1 ای که جاودانه شد:
خاطره خرید یک عروسک هنوز در ذهنم برجای مانده است با وجودی که مادرم می گوید دو سال بیشتر سن نداشتم.
آن عروسک زیبا نبود فقط برای من به طرز عجیبی، خاص بود. و همین باعث کنجکاوی دیگران می شد.
در آن کودکی هم بازی هایم قصد تصاحب آن را می کردند و هیچ وقت هم موفق نمی شدند.
بعد از آن، عروسک های بیشتری برایم خریدند ولی بازهم از علاقه وافر من به آن "یکدانه" کم نشد.
"یکدانه" جایگاهی در قلبم داشت که دیگر هیچ وقت به آن وضوح به چیزی یا کسی علاقه مند نشدم.
همه آن آدم های دوران کودکی از دست رفتند و فقط یکدانه ام بود که "جاودانه" شد.
*شاید چون فقط در همان کودکی بود که قلبم جایگاه احساسات بود و نه مغزم...
برچسب:
نویسنده: پرنیا نیکنام